تبليغاتX
نور سقفی

نور سقفی

                                             نبض آسمان

                                و این هم منی که نیست ام!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 7:56  توسط هر آنچه تو بنامی ام!  | 

داستان یک مرد سیگاری

توی فرودگاه یکی بود که پشت سرم سیگار می‌کشید . یکی دیگه رفت جلو گفت:
- بخشید آقا.........! شما روزی چند تا سیگار می‌کشین...؟!
- طرف جواب داد: منظور؟
- منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع می‌کردین، به اضافه‌ی پولی که به خاطر سلامتیتون خرج دوا و دکتر می‌کنین، الان اون هواپیمایی که اونجاست مال شما بود...!
طرف با خونسردی جواب داد: - تو سیگار می‌کشی؟
 - نه !
- هواپیما داری؟
- نه !
- به هر حال مرسی بابت نصیحتت...
ضمناً اون هواپیما که نشون دادی مال منه ...!

"داستانی آمریکایی از...؟"

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 8:19  توسط هر آنچه تو بنامی ام!  | 

 

چه باک

از سردرد و سرگیجه و حالت تهوع،

وقتی که ماه قرص است

...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 8:0  توسط هر آنچه تو بنامی ام!  | 

معصومیت از دست رفته

 

معلم دبيرستان به دانش آموزها مي گفت: شما پاك و معصوم هستيد. قدر اين لحظه ها رو بدونيد.

بارها و بارها اين جمله را از زبانش شنيديم؛ شما پاك و معصوميد شما پاك و معصوميد...

"معصوم" همان كلمه ايي بود كه مفهومش براي من قابل درك نبود. ما هم مثل بقيه آدم ها بعضي وقت ها كارهايي مي كرديم كه جزء كارهاي خوب نبود. اذيت كردن هم كلاسي ها، خط خطي كردن كتاب بچه ها، كلافه كردن معلم و ناظم، دروغ گفتن به معلم كه مثلا مريض بودم درس نخواندم!، تقلب در امتحانات ... و خيلي كارهاي ديگر كه مي دانستيم نبايد انجام داد؛ بد است. اما معلم باز هم مي گفت شما در بهترين لحظات زندگي خود هستيد. در اين سن و سال خيلي معصوم هستيد!

بالاخره يك روز از او توضيح خواستيم. و او اينطور توضيح داد كه در اين دوره از زندگي، شما در بين همسن و سال هاي خودتون هستيد و كارهايي هم كه مي كنيد همه اش يكجور شيطنت بچه گانه ست. شما هنوز وارد عرصه ي كار و اجتماع نشده ايد هنوز نمي دانيد كه در جامعه چه فريب و دوز و كلك هايي هست و هنوز مجبور نشديد كه آن دوز و كلك ها را خواسته يا ناخواسته به كار ببريد. پليدي و زشتي هنوز به افكار شما راه پيدا نكرده، شما از وقايعي كه در جامعه هست خيلي دور و بي خبريد. روابط شما سالم و پاكيزه ست اما بعدها كه وارد جامعه شديد شايد همه ي كارها، افكار و روابط  به اين پاكي و خلوص نباشند ...

من كه نمي فهميدم! آن زمان براي من اصلا قابل درك نبود و تا مدتها بعد از آن هم.

اما چند وقتي ست كه حرف هاي معلم را مي فهمم ... خيلي خوب مي فهمم.

آن معصوميتي كه معلم از آن مي گفت چند وقتي هست كه از دست رفته

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 8:37  توسط هر آنچه تو بنامی ام!  | 

هر چه هستی، باش

با توام

       ای لنگر تسكين!

ای تكانهای دل!

               ای آرامش ساحل!

با توام

      ای نور!

           ای منشور!

ای تمام طيف های آفتابی!

ای كبودِ ارغوانی!

                ای بنفشابی!

با توام ای شور، ای دلشوره ی شيرين!

با توام

         ای شادی غمگين!

با توام

        ای غم!

               غم مبهم!

ای نمی دانم!

هر چه هستی باش!

                       اما كاش...

نه، جز اينم آرزويی نيست:

هر چه هستی باش!

                         اما باش!

"قیصر امین پور"

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 10:40  توسط هر آنچه تو بنامی ام!  |